چگونه ناوبری سایت (Website Navigation) را طراحی کنیم؟ |اهمیت آن در سئو
«چرا ۹۰٪ کاربران تو سایت شما گم میشن؟»
جوابش اغلب یه چیزه: ناوبری ضعیف. ناوبری بد فقط کاربر رو کلافه نمیکنه؛ فروش رو کم میکنه و به سئو هم ضربه میزنه. فرقی نمیکنه یه فروشگاه بزرگ داشته باشین یا یه وبلاگ شخصی؛ طراحی درست منوها و مسیرهای سایت، مرز بین یه سایت موفق و یه سایت متروکهست.
تو این مقاله، ۱۰ مدل ناوبری سایت رو بررسی میکنیم و بعدش سراغ استراتژیهایی میریم که کمک میکنن ناوبری رو دقیقا مطابق اصول سئو بهینه کنین.
ناوبری سایت چیست؟
اگر بخوام خیلی ساده بگم، ناوبری سایت (Website Navigation) دقیقا مثل نقشهی یک پاساژ بزرگ یا تابلوی راهنما در یک شهر غریبه. تصور کن وارد یه فروشگاه بزرگ شدی که کلی جنس باحال داره، اما هیچ تابلویی نداره که بگه بخش کفشها کجاست یا پلهبرقی کدوم طرفه! چه حسی بهت دست میده؟ قطعا چند دقیقه دور خودت میچرخی و بعدش هم با کلافگی میای بیرون.
در دنیای وب هم دقیقا همینه. ناوبری یعنی مجموعهای از ابزارها و لینکها که دست کاربر رو میگیره و میگه: «بیا، مسیری که دنبالشی اینجاست!»
اجزای اصلی سیستم ناوبری
اشتباه نکنید! ناوبری فقط اون منوی بالای صفحه نیست. ما کلی ابزار داریم که هر کدوم وظیفه خاصی دارن. بیا با هم مرورشون کنیم:
- منوی اصلی (Header Menu): ستون فقرات سایت شما. همون منویی که بالای تمام صفحات هست و راههای اصلی سایت رو نشون میده.
- مگامنو (Mega Menu): اگر سایتت خیلی بزرگه (مثل دیجیکالا)، مگامنو به کارت میاد. همون منوهای غولی که با نگه داشتن موس روشون، کلی دستهبندی و زیرمجموعه رو در چند ستون بهت نشون میدن.
- بردکرامب (Breadcrumbs): یا همون “رد پاهای معروف”. لینکهای کوچیکی بالای صفحه که به کاربر میگه الان دقیقا کجای سایت ایستاده (مثلا:
خانه > موبایل > سامسونگ). - منوی فوتر (Footer Menu): جایی که لینکهای حقوقی، تماس با ما، و صفحاته “شاید به کارت بیاد” رو اونجا میذاریم.
- منوی همبرگری (Hamburger Menu): همون سه تا خط موازی معروف در نسخه موبایل که وقتی روش کلیک میکنی، منو مثل کشو باز میشه.
- سایدبار (Sidebar): ستونهای کناری که معمولا در وبلاگها میبینیم و کمک میکنن کاربر مطالب مرتبط یا دستهبندیهای دیگه رو سریع پیدا کنه.
چرا باید به این جزئیات دقت کنیم؟
ببین، هدف ما اینه که کاربر بدون فکر کردن بتونه حرکت کنه. یعنی:
- سردرگم نشه: (من الان کجام؟)
- مسیر رو گم نکنه: (چطوری برگردم عقب؟)
- سریع برسه: (چطوری برم سراغ اون یکی محصول؟)
انواع مدلهای ناوبری
۱. منوهای ناوبری کلاسیک (Navigation Menus)
اینها سادهترین و رایجترین نوع منو هستن که به ۲ صورت اصلی دیده میشن:
- هدر (بالای سایت): همون منوی افقی معروفی که در بالای تمام صفحاته. این منو دمدستترین راه برای جابهجایی در سایته.

- سایدبار (منوی کناری): بیشتر در وبلاگها یا پنلهای کاربری دیده میشه. لینکها به صورت یک لیست عمودی در کنار صفحه ردیف میشن و برای دسترسی به دستهبندیهای زیاد، عالی هستن.

۲. منوهای کشویی (Dropdown)
منوهای کشویی اول مخفی هستن و وقتی کاربر موس را روی اونها میبره (Hover) یا کلیک میکنه، مثل یک کرکره پایین میان. این مدل برای سایتهایی که تعداد دستهبندیهاشون متوسطه خوبه؛ چون باعث میشه ظاهر سایت شلوغ نشه.
۴. مگامنو (Mega Menu)
اگر یک فروشگاه بزرگ با کلی محصول و دستهبندی داری، منوی کشویی ساده جواب کارت رو نمیده. اینجا باید بری سراغ مگامنو. مثل سایت خانومی

مگامنوها وقتی باز میشن، کل صفحه یا بخش بزرگی از اون رو میگیرن و میتونن شامل عکس، آیکون و چندین ستون لینک باشن.
چرا مگامنوها محبوب هستند؟
- دید کلی: کاربر در یک لحظه میتونه تمام زیرمجموعهها رو ببینه.
- گروهبندی عالی: میتونید لینکهای مرتبط رو خیلی شیک کنار هم بچینید.
- بصری بودن: اضافه کردن عکس محصول یا آیکون، کار رو برای کاربر خیلی راحتتر میکنه.
۴. منوی همبرگری (Hamburger Menu)
همون سه خط موازی کوچک که گوشه سایتها میبینید!🍔 این منو مخصوصا برای گوشیهای موبایل اختراع شد تا فضای کوچک صفحه رو اشغال نکنه. اما این روزها حتی در دسکتاپ هم کاربرد داره.

یک هشدار دوستانه: درسته که منوی همبرگری سایت رو خلوت میکنه، اما یادتون باشه: «چیزی که دیده نشه، کمتر کلیک میخوره!» > اگر لینک حیاتی و پولسازی داری، اون رو پشت منوی همبرگری قایم نکن.
چطور ناوبری موبایل رو حرفهای طراحی کنیم؟ چون در موبایل با «انگشت» کار میکنیم نه با «موس»، رعایت این چند نکته واجبه:
- هدفهای لمسی (Touch Targets): اندازه لینکها و دکمهها نباید کوچک باشه. اگر دکمهها خیلی ریز و نزدیک به هم باشن، کاربر اشتباه کلیک میکنه و این یه نمره منفی بزرگ برای تجربه کاربریه.
- خداحافظی با “Hover”: از منوهایی که با نگه داشتن موس (Hover) باز میشن اجتناب کن؛ چون در صفحات لمسی چیزی به اسم هاور نداریم! زیرمنوها باید با یک “تپ” ساده باز بشن.
- دسترسی با یک دست: منوها و گزینههای مهم رو جایی قرار بده که کاربر وقتی گوشی رو با یک دست گرفته، انگشت شستش راحت به اونها برسه.
- طراحی شبیه اپلیکیشن: برای اینکه کاربر حس بهتری داشته باشه، دکمههای منو رو با سایه، عمق یا رنگهای متمایز طوری طراحی کن که شبیه دکمههای واقعی به نظر بیان و کاربر بفهمه کجا باید ضربه بزنه.
ناوبری با تبها (Tabbed Navigation)
ناوبری تبمحور یعنی بهجای اینکه کاربر برای دیدن هر بخش، مدام صفحه عوض کنه، اطلاعات مرتبط رو داخل همون صفحه و در قالب تبهای جدا ببینه. یعنی با کلیک روی تبهای مختلف آدرس صفحه عوض نمیه فقط محتوا عوض میشه.
کاربر روی هر تب کلیک میکنه و:
- محتوای همون تب نمایش داده میشه
- بقیه محتواها مخفی میمونن
کجا از تبها استفاده کنیم؟
- صفحات محصول: مثلا در سایتی مثل تکنولایف، بخش «مشخصات فنی»، «نظرات کاربران» و «پرسش و پاسخ» با تب از هم جدا شدن.
۷. ناوبری سلسلهمراتبی
تا حالا شده توی یک مرکز خرید بزرگ باشید و دنبال تابلویی بگردید که بهتون بگه دقیقا کدوم طبقه و کدوم راهرو هستید؟ ناوبری سلسلهمراتبی (Hierarchical Navigation) دقیقا همین کار رو توی سایت شما انجام میده.
این مدل ناوبری به کاربر اجازه میده نه تنها بفهمه کجای سایت ایستاده، بلکه خیلی راحت بتونه یک پله برگرده عقب یا به صفحات همرده سر بزنه.
رایجترین و شناختهشدهترین نمونهی این مدل ناوبری، بردکرامبها (Breadcrumbs) هستن. همون لینکهای کوچیک بالای صفحه که مسیر رو نشون میدن:
خانه > محصولات بن مانو > قهوه اسپرسو > دانه اسپرسو

- چرا کاربر دوستش داره؟ چون اگه اشتباهی وارد صفحه مایکروویو شده باشه، لازم نیست دکمه Back رو بزنه یا دوباره از منوی اصلی شروع کنه؛ سریع روی «آشپزخانه» کلیک میکنه و برمیگرده یک پله عقبتر.
- چرا گوگل دوسش داره؟ چون گوگل این مسیر رو توی نتایج جستجو (SERP گوگل) هم نشون میده. این باعث میشه لینک سایت شما توی گوگل رتبه بهتری بگیره بشه و نرخ کلیک (CTR) بره بالا.
۸. ناوبری فیلتر شده (Faceted Navigation)
تا اینجا یاد گرفتیم چطور بین صفحات جابهجا شویم، اما اگر کاربر وارد صفحهای شد که ۳۰۰۰ تا لپتاپ داشت چه؟ اینجاست که ناوبری فیسِیتد (Faceted) یا همان فیلترها وارد بازی میشن. این مدل به کاربر اجازه میدهد بدون اینکه از صفحه خارج بشه، دقیقا همان چیزی را که در ذهن دارد از دل هزاران گزینه بیرون بکشه.
چطور کار میکند؟ کاربر با انتخاب ویژگیهایی مثل رنگ، سایز، برند یا بازه قیمتی، لیست محصولات رو از یه «صافی» رد میکنه.

⚠️ هشدار سئویی:
این بخش برای کاربر عالیه، اما اگر حواستون نباشه، میتونه سئوی سایتتون رو نابود کنه! چرا؟ چون با انتخاب هر فیلتر، یک آدرس (URL) جدید ساخته میشه. اگر گوگل همه این آدرسهای مشابه را ایندکس کنه، با مشکل محتوای تکراری (Duplicate Content) روبرو میشید. پس نباید فیلترها یا ویژگیهای محصولی که تعریف میکنید ایندکس بشن.
چطوری فیلترها یا ویژگیهای ساخته شده ایندکس نشن؟
چطوری جلوی این فاجعه رو بگیریم؟
- تیک ساخت آرشیو (در وردپرس): اگر از وردپرس استفاده میکنید، موقع تعریف «ویژگیهای محصول» (Attributes)، تیک گزینه «فعال کردن بایگانی؟» رو نزنید. با این کار، گوگل دیگه برای هر ویژگی یک صفحه جداگونه نمیسازه.

- استفاده از تگ Canonical: به گوگل میگه: «درسته که این صفحه فیلتر شده وجود داره، اما اعتبارش رو به صفحه اصلی محصول بده.»
- فایل Robots.txt: با یک خط کد ساده، دسترسی رباتهای گوگل به صفحات فیلتر شده رو کاملا میبندیم.
۹. ناوبری آکاردئونی
تصور کن یک ساز آکاردئون چطور جمع و باز میشه؟ این مدل ناوبری هم دقیقا همینطوره. یک سری تیتر داریم که وقتی روی هر کدوم کلیک میکنی، محتوای زیرش مثل یک کشو باز میشه و وقتی دوباره کلیک میکنی، جمع میشه تا فضا اشغال نکنه.
تفاوتش با تب (Tab) چیه؟
- تبها معمولا افقی هستن و محتواشون از قبل یکجا لود شده.
- آکاردئونها معمولا عمودی هستن و اجازه میدن کاربر خودش انتخاب کنه که کدوم بخش رو «کش بیاره» و ببینه.
کجا آکاردئون رو میبینیم؟
- صفحه سوالات متداول (FAQ): حتما دیدی که سوالات پشت سر هم نوشته شدن و وقتی روی سوال کلیک میکنی، جوابش زیرش باز میشه. این یعنی ناوبری آکاردئونی. (مثلا در سایت اسنپ در بخش سوالات متداول).
- منوی موبایل: وقتی توی موبایل روی یک دسته کلیک میکنی و زیرمجموعههاش همونجا زیرش باز میشن، این یک نوع آکاردئونه.
دو مدل رایج ناوبری آکاردئونی
- آکاردئون تکانتخابی (Single Open)
تو این حالت:- فقط یکی از بخشها میتونه باز باشه
- وقتی یکی رو باز میکنی، قبلی بسته میشه
کاربردش کجاست؟
- منوی دستهبندی فروشگاهها
- فیلتر محصولات
- سایدبار سایتها
- آکاردئون چندانتخابی (Multiple Open)
تو این مدل:- کاربر میتونه چند بخش رو همزمان باز نگه داره
- هیچ محدودیتی نداره
کاربردش کجاست؟
- بخش سوالات متداول (FAQ)
- راهنماها
- مستندات آموزشی
۱۰. ناوبری فوتر (Footer Navigation)
فوتر سایت، همون بخشیه که خیلیها دستکم میگیرنش، ولی واقعیت اینه که از نظر UX و سئو، یکی از هوشمندانهترین جاها برای ناوبری ثانویهست.
فوتر معمولا آخرین جاییه که کاربر میبینه، اما دقیقا همونجاست که:
- یا دنبال یه مسیر جایگزین برای ادامه گشتن تو سایت میگرده
- دنبال اطلاعات تکمیلی میگرده
- میخواد مطمئن بشه سایت معتبره
💡 در فوتر چه لینکهایی رو قرار بدیم؟
- صفحات حقوقی و اعتماد: مثل «قوانین و مقررات»، «حریم خصوصی» و کدهای اعتماد (مثل اینماد).
- لینکهای سئویی هدفمند: دستهبندیهای مهمی که میخوای همیشه در دسترس گوگل باشن.
- اطلاعات دسترسی: نقشه گوگل، شماره تماس و آدرس که برای «سئوی محلی» بسیار حیاتی هستن.

اینجوری:
👈🏻منوی اصلی تمیز، ساده و متمرکز میمونه
👈🏻 فوتر بار اطلاعاتی سایت رو جمع میکنه
چرا ناوبری برای سئو حیاتی است؟
۱. کمک به خزش (Crawlability)
رباتهای گوگل با لینکها جلو میرن. یعنی از یه صفحه میرن صفحه بعد.
حالا اگه یه صفحه لینک نداشته باشه چی میشه؟ تقریبا نامرئی میشه.
اینجا پای یه مشکل معروف وسطه 👇
صفحات یتیم (Orphan Pages)
صفحههایی که:
- توی منو نیستن
- ناوبری متنی بهشون اشاره نکرده
- از صفحات دیگه هم لینکی ندارن
نتیجه؟
یا دیر پیدا میشن، یا اصلا ایندکس نمیشن.
یادتون باشه: وقتی یک صفحه در منوی اصلیه یعنی در ناوبریه، یعنی از تمام صفحات سایت فقط “یک کلیک” فاصله داره.
یه قانون ساده تو سئو هست که همیشه جواب میده: کاربر باید بتونه با حداکثر ۳ کلیک به هر صفحهای برسه یعنی عمق صفحه کم باشه تا عمق خزش کم بشه.
۲. نمایش سلسلهمراتب
ناوبری سایت باید یه تصویر واضح از ساختار سایت بده. یعنی چی؟
یعنی هم کاربر بفهمه کجاست، هم گوگل بفهمه هر صفحه چه ربطی به بقیه داره.
گوگل از روی منوهای سایت شما میفهمه:
- کدوم صفحه اصلیه
- کدوما زیرمجموعهان
- و هر صفحه دقیقا زیر دست کدوم بخش قرار میگیره
پس منو رو باید از بالا به پایین بچینید؛
اول کلی، بعد جزئی.
چیدمان درست منو چه شکلیه؟
یک قانون کلی:
- از کل شروع کن: دستههای اصلی و بزرگ رو بذار لایه اول (توی دیدرس).
- به جزئیات برس: با زیرمنوها، کاربر رو پله پله ببر جلو تا به هدفش برسه.
درواقع:
- موضوعات بزرگ بالا
- هرچی جلوتر میری، دقیقتر میشی
- زیرمنوها مسیر رو مشخص میکنن
بیا با دو تا مثال جدید ببینیم این یعنی چی:
- مثال یک سایت فروشگاه ورزشی:
- لایه اول: لوازم ورزشی
- لایه دوم (زیرمنو): ورزشهای توپی
- لایه سوم (جزئیترین): کفش مخصوص فوتبال (اینجوری گوگل میفهمه این کفش، بخشی از دنیای لوازم ورزشیه، نه یک محصول جدا)
- مثال یک مجله تکنولوژی:
- لایه اول: بررسی کالای دیجیتال
- لایه دوم (زیرمنو): گوشی هوشمند
- لایه سوم (جزئیترین): نقد و بررسی آیفون ۱۶ (با این کار، گوگل متوجه میشه موضوع اصلی این صفحه «تکنولوژی» هست و اعتبارش رو به کل دسته منتقل میکنه.)
وقتی گوگل این نظم و ترتیب رو میبینه، میتونه صفحاتت رو خیلی بهتر دستهبندی کنه. در نتیجه وقتی کسی دنبال «کفش فوتبال» میگرده، گوگل با اطمینان بیشتری سایت تو رو پیشنهاد میده، چون میدونه این صفحه در جای درستش قرار گرفته (لینکسازی در سایتهای فروشگاهی).
۳. توزیع اعتبار
خیلیها فکر میکنن ناوبری فقط برای اینه که کاربر راهش رو پیدا کنه، اما در واقع ناوبری مثل یک سیستم لولهکشی برای انتقال قدرت در کل سایت عمل میکنه. در دنیای سئو، ما به این قدرت میگیم «اعتبار صفحه» یا Page Authority.
اعتبار اصلی سایت معمولا توی صفحهی اصلی جمع میشه. حالا این اعتبار از چه راهی به بقیه صفحات منتقل میشه؟
از طریق لینکها؛ مخصوصا لینکهایی که تو ناوبری اصلی قرار میگیرن.
ناوبری چطور به اعتبار صفحات کمک میکنه؟
لینکهای داخلی خیلی تأثیرگذار هستن، اما لینکهایی که تو منوی اصلی هستن، معمولا وزن بیشتری دارن.
چون:
- تقریبا از همهی صفحات سایت دیده میشن
- دائمی هستن
- و گوگل بهشون توجه بیشتری میکنه
برای همین، صفحاتی که تو ناوبری اصلی قرار میگیرن، معمولا شانس بیشتری برای رشد سئو دارن.
یک سوال مهم: چند تا صفحه را در منوی اصلی بگذاریم؟
خیلیها فکر میکنن هر چقدر منو شلوغتر باشه و به صفحات بیشتری لینک بدن، بهتره.
قانون تقسیم غنیمت: تصور کن ۱۰۰ واحد اعتبار داری. اگر در منو به ۵ صفحه لینک بدی، به هر کدوم ۲۰ واحد میرسه. اما اگر با یک مگامنوی شلوغ به ۱۰۰ صفحه لینک بدی، به هر کدوم فقط ۱ واحد میرسه!
۴. بهبود ایندکس شدن
یکی از مهمترین دلایلی که ناوبری برای سئو حیاتیه، همین موضوعه:
اینکه گوگل اصلا بتونه صفحات سایتت رو پیدا کنه و ایندکسشون کنه.
گوگل صفحات سایت رو از طریق لینکها پیدا میکنه. حالا هرچی این لینکها منظمتر و واضحتر باشن، کارش هم راحتتر میشه (اشتباهات رایج لینکسازی).
فرض کن سایتت یه شهره و گوگل یه گردشگره.
اگه خیابونها مشخص باشن و تابلو داشته باشن، گردشگر راحت همهجا رو میبینه.
ولی اگه شهر پر از کوچههای بنبست و راههای نامشخص باشه، خیلی از جاها اصلا دیده نمیشن.
ناوبری سایت دقیقا همون تابلوها و خیابونهاست.
چند راهکار برای اینکه سرعت گوگل رو بالا ببریم
- صفحات کلیدی مثل خدمات، دستهبندی محصولات یا پستهای مهم بلاگ رو تو منوی اصلی بذار.
- از ناوبری فوتر هم استفاده کن. فوتر فقط جای آدرس و شماره تلفن نیست! لینک دادن به صفحات کلیدی در فوتر، باعث میشه محتوای مهمت همیشه و از هر نقطهای از سایت در دسترس گوگل باشه.
- بعضی منوهای کشویی که با کدهای پیچیده و جاوااسکریپت غیربهینه ساخته میشن، مثل یک دیوار جلوی گوگل عمل میکنن. لینکها شاید برای ما دیده بشن، اما گوگل ممکنه اونها رو نبینه و در نتیجه اون صفحات رو ایندکس نکنه.
- نقشه سایت XML بساز: حتما یک نقشه سایت استاندارد داشته باش و اون رو در Google Search Console ثبت کن. این کار مثل اینه که به گوگل بگی حتی اگه لینک صفحهای رو تو کوچهپسکوچههای سایت پیدا نکردی، از روی این لیست پیداش کن.
۶. کاهش نرخ پرش
خود شما وقتی وارد یک سایت میشید و در عرض ۵ ثانیه نمیفهمید چی به چیه، چه کار میکنید؟ دکمه Back رو میزنید و تمام! به همین راحتی سایت رو ترک میکنید.
این ترک سریع = Bounce Rate بالا.
گوگل هم اینو یه علامت منفی میدونه؛ یعنی ممکنه فکر کنه سایتت محتوای مرتبط و خوبی نداره و در نتیجه رتبهت پایین بیاد.
یکی از فواید مهم ناوبری درست، کم کردن نرخ پرشه.
چطور با ناوبری نرخ پرش رو کم کنیم؟
- منوها رو ساده، قابل فهم و منطقی بچین
منو رو تا حد ممکن ساده و منطقی نگه دارید تا کاربر در صدم ثانیه تصمیم بگیره کجا بره. - اگه سایتت محتواش زیاده، یه نوار جستجو بذار تا کاربر سریع پیداش کنه.
- از Breadcrumbs استفاده کن؛ یه سیستم ناوبری ثانویه که هم به کاربر مسیر حرکت رو نشون میده، هم گوگل راحتتر ساختار سایتت رو میفهمه.
استراتژیهای بهینهسازی ناوبری برای سئو
۱. استفاده از انکرتکستهای توصیفی (Descriptive Anchor Texts)
اولین و یکی از مهمترین قدم اینه که تکلیف کاربر و گوگل را با اسامی لینکها روشن کنی. متن لینک یا همان انکرتکست (Anchor Text) نباید یک معمای پیچیده باشه.

اگه انکرتکستت مبهم باشه، مثل:
- محصولات
- بیشتر بدانید
- مشاهده
کاربر گیج میشه 🤷♂️
گوگل هم سیگنال واضحی دریافت نمیکنه.
💡 یک نکته ظریف برای حرفهایها:
لازم نیست در همه جا زیادهروی کنی! مثلا در بردکرامبها (Breadcrumbs) چون فضا کمه و ساختار سلسلهمراتبی وجود داره، میتونی متن رو کمی کوتاهتر نگه داری. اما در منوی اصلی هدر، تا میتونی صریح و کلمهکلیدیمحور باش.
۲. اولویتبندی صفحات در منوی اصلی (تعادل بین سئو و نیاز کاربر)
منوی سایت ویترین اصلی توئه.
پس باید اول اون صفحاتی رو نشون بدی که هم کاربر بیشتر میخواد، هم برای بیزینس و سئو مهمترن.
اینجا سوال اصلی اینه:
کدوم آیتمها بیشتر کلیک میگیرن و ارزش بالاتری دارن؟
چطور بفهمیم کدام صفحه در منو باید اولویت اول باشد؟
- تحقیق کلمات کلیدی (Keyword Research): اگر سایتتون تازه ست، کیورد ریسرچ انجام بدین و ببینید حجم جستجوی کدوم کلمات بیشتره. مثلا اگر طبق آمار، «لپتاپ گیمینگ» جستجوی بالاتری داره، بهتره که اون را در جایگاه بهتری از منو قرار بدید.
- اولویت بیزینسی شما:
گاهی یه محصول:- فروش بیشتری داره
- سودآورتره
- یا برای برندت استراتژیکه
حتی اگر جستجوی کمتری داشته باشه، به خاطر استراتژی فروش، اون رو در اولویت قرار بدید.
- تحلیل رفتار کاربران با ابزارها: اگر سایتتون فعاله، با ابزارهایی مثل Google Analytics و Tag Manager رفتار کاربرهای سایت رو ردیابی کنید تا بفهمید کاربران روی کدوم لینکها بیشتر کلیک میکنند. اگر میبینید لینکی در انتهای منوعه ولی کلیک زیادی میخوره، به اول منو منتقلش کنین.
۳. معماری تخت سایت (Flat Architecture)
ایدهی معماری تخت خیلی سادهست:
کاربر و گوگل نباید برای رسیدن به صفحات مهم، زیاد کلیک کنن.
یه قانون معروف تو UX و سئو هست:
👉 هر صفحه مهم باید حداکثر با ۲ تا ۳ کلیک از صفحه اصلی در دسترس باشه.
نکته مهم: صفحات مهم و پولسازتون را در لایههای عمیق دفن نکنید. گوگل هر چقدر برای رسیدن به یک صفحه بیشتر کلیک کنه، اون رو کم اهمیتتر میبینه.
ناوبری سایت رو حتما تست کنین
هرچقدر هم فکر کنین ساختار ناوبری سایتتون منطقیه، بدون تست کاربر نمیشه با قطعیت گفت که کاربر هم همین حس رو داره. بهترین راه برای اطمینان از قابلفهم بودن منوها و مسیرها، انجام تست کاربر هست.
تست کاربر کمک میکنه بفهمین:
- کاربرها چطور فکر میکنن
- انتظار دارن هر محتوا کجا باشه
- برای رسیدن به یه صفحه، چه مسیری رو طبیعیتر میدونن
روشهای کاربردی برای تست ناوبری
- مرتبسازی کارتها (Card Sorting)
در این روش، از کاربران میخواین صفحات یا موضوعات سایت رو به گروههایی تقسیم کنن که از نظر خودشون منطقیه.
این کار بهتون نشون میده:
- کاربرها محتوا رو چطور دستهبندی میکنن
- اسم دستهها براشون قابل فهم هست یا نه
- آیا ساختار فعلی سایت با ذهنیت کاربر هماهنگه یا نه
📌 Card Sorting برای طراحی یا بازطراحی منوی سایت فوقالعاده کاربردیه
- تست درختی Tree Testing
Tree Testing تقریبا برعکس Card Sorting عمل میکنه.
اینجا:
یک نقشه از منوها یا یه ساختار آماده از سایت رو جلوی کاربر بذارید و بگید: «برو و فلان محصول رو پیدا کن». اگر کاربر مستقیم به هدف رسید، یعنی کارتون عالی بوده؛ اما اگر مدام بین منوها چرخید و گم شد، یعنی باید دوباره روی ساختار سایت کار کنید.
با بررسی مسیر انتخابی کاربر میتونین بفهمین:
- آیا ناوبری سایت قابل حدسه؟
- کاربر توی مسیر سردرگم میشه یا نه
- اسم دستهها درست انتخاب شدن یا نیاز به اصلاح دارن
✅ چکلیست طراحی ناوبری
۱. معماری سایت رو «تخت» نگه دار:
- مطمئن شو که هیچ صفحه مهمی بیشتر از ۳ کلیک با صفحه اصلی فاصله نداره.
- ساختار رو از کل به جزء بچین؛ یعنی اول دستههای اصلی و بعد زیرمجموعهها.
۲. منوی اصلی (Header) رو هوشمندانه مدیریت کن:
- صفحات پولساز و کلیدی رو مستقیم توی منوی اصلی بذار تا اعتبار (Page Authority) بهشون منتقل بشه.
- اگه سایتت خیلی بزرگه، از مگامنو استفاده کن تا کاربر در یک نگاه همه گزینهها رو ببینه.
- از انکرتکستهای (متن لینک) واضح و کلمهکلیدیمحور استفاده کن و دور کلمات مبهم مثل «بیشتر بدانید» خط بکش.
۳. برای موبایل، حواست به «پنهانکاری» باشه:
- از منوی همبرگری برای خلوت شدن صفحه موبایل استفاده کن، اما لینکهای حیاتی رو اون پشت قایم نکن چون چیزی که دیده نشه، کمتر کلیک میخوره.
۴. رد پای کاربر رو مشخص کن (Breadcrumbs):
- حتما از بردکرامب استفاده کن؛ این کار هم به کاربر میگه کجای سایته و هم به گوگل کمک میکنه ساختار سایت رو توی نتایج جستجو بهتر نشون بده.
۵. فوتر سایت رو دستکم نگیر:
- لینکهای حقوقی، تماس با ما و دستهبندیهای مهمی که میخوای همیشه جلوی چشم گوگل باشن رو توی فوتر جا بده.
۶. مراقب تلههای فنی سئو باش:
- مواظب باش صفحاتت یتیم (Orphan) نشن؛ یعنی هر صفحهای حتما از یه جایی لینک داشته باشه تا گوگل بتونه پیداش کنه.
- اگه از فیلترها (ناوبری فیسِیتد) استفاده میکنی، حواست باشه باعث ایجاد محتوای تکراری و ایندکس شدن آدرسهای مشابه نشن.
۷. از ابزارهای کمکی استفاده کن:
- اگه محتوات زیاده، حتما یه نوار جستجو بذار تا نرخ پرش (Bounce Rate) کم بشه.
- برای بخشهایی مثل سوالات متداول، از ناوبری آکاردئونی استفاده کن تا فضا بیهوده اشغال نشه.
۸. قبل از انتشار، تست بزن:
- با روش مرتبسازی کارتها (Card Sorting) بفهم کاربرها چطوری محتوا رو دستهبندی میکنن.
- با تست درختی (Tree Testing) امتحان کن که آیا کاربر میتونه بدون سردرگمی به هدفش برسه یا نه.
یک مدیر سایت قصد دارد ناوبری بخش فروشگاه را بازطراحی کند. با توجه به متن مقاله، کدام ترکیب از اقدامات زیر «بهترین عملکرد» را برای بهبود همزمان تجربه کاربری (UX) و سئو تضمین میکند؟
رعایت قانون ۳ کلیک برای کاهش عمق خزش، استفاده از بردکرامب برای بهبود CTR در گوگل، و انجام تست Card Sorting برای اطمینان از منطقی بودن دستهبندیها.
استفاده از مگامنو برای نمایش تمامی محصولات در منوی اصلی جهت افزایش اعتبار، و حذف بردکرامبها برای خلوت شدن ظاهر سایت.
قرار دادن لینکهای حیاتی در منوی همبرگری برای شیکتر شدن نسخه دسکتاپ، و ایندکس کردن تمامی فیلترهای ناوبری فیسِیتد جهت جذب ورودی بیشتر.
جایگزینی منوی اصلی با ناوبری آکاردئونی تکانتخابی در تمام صفحات، و انتقال تمامی صفحات یتیم به فوتر برای حذف کامل آنها.
